داستان طناب
۱۳۸۸ اسفند ۲۴, دوشنبه
سلااااااااااااااااام دوستاي گلم...
امروز داشتم تو اينترنت چرخ ميزدم كه يهو يه داستان خيلي جالبو پيدا كردم.
راستش حيفم اومد براتون نزارمش چون خيلي داستان قشنگيه و مطمئنم كه تا سالها توي ذهنتون باقي ميمونه...
خوب اميدوارم كه ازش خوشتون بياد
پس فعلا تا بعد باي
نظرم يادتون نره!


